حمایت و مقاومت، فیبوناچی و پیوتها
بخش بزرگی از تحلیل تکنیکال حول یک ایدهی ساده میچرخد: قیمت در نقاط مشخصی از نمودار واکنش نشان میدهد، چه به شکل توقف، چه برگشت و چه شکست. در ادامه چهار ابزار رایج برای شناسایی این نقاط را مرور میکنیم.
حمایت و مقاومت
مقاومت ناحیهای است که در گذشته چند بار جلوی ادامهی صعود قیمت را گرفته، انگار فروشندگان در آن محدوده فعالتر میشوند. حمایت دقیقاً برعکس است: ناحیهای که چند بار مانع افت بیشتر شده، چون خریداران در آن سطح وارد میشوند.
چرا این سطوح اصلاً کار میکنند؟ دلیلش بیشتر رفتاری است تا ریاضی. وقتی قیمت بارها از سطحی برگشته، آن عدد در ذهن معاملهگران ثبت میشود و بسیاری سفارشهایشان را همانجا میگذارند. همین تمرکز سفارشها، خودش سطح را تقویت میکند و به یک پیشگویی خودمحققشونده تبدیلش میکند.
دو نکتهی مهم در کار با این سطوح وجود دارد. اول اینکه حمایت و مقاومت خطوط دقیق ریاضی نیستند، بلکه «نواحی»اند؛ انتظار واکنش دقیق در یک عدد مشخص معمولاً به خطا میانجامد. دوم اینکه وقتی یک سطح حمایت بهطور قاطع شکسته شود، اغلب نقشش عوض میشود و به مقاومت جدید تبدیل میگردد. عکس این حالت هم صادق است.
سطوح فیبوناچی
وقتی قیمت حرکت بزرگی انجام میدهد و سپس وارد اصلاح میشود، سطوح فیبوناچی بهعنوان نقاط احتمالی پایان اصلاح در نظر گرفته میشوند. رایجترین آنها ۳۸.۲، ۵۰ و ۶۱.۸ درصدِ آن حرکت است.
این درصدها از یک دنبالهی ریاضی شناختهشده گرفته شدهاند و در تحلیل تکنیکال کاربرد گستردهای دارند. اما مثل هر ابزار تکنیکال دیگری تضمینی در کار نیست و صرفاً نواحی محتملتر برای واکنش قیمت را مشخص میکنند.
نکتهی عملی این است که اصلاحهای کمعمق (تا حدود ۳۸ درصد) معمولاً نشانهی قدرت روند اصلی هستند، چون خریداران اجازهی افت بیشتر ندادهاند. در مقابل، اصلاحی که از ۶۱.۸ درصد عبور کند، بیشتر شبیه تغییر روند است تا یک استراحت موقت.
نقاط پیوت
پیوتها از میانگین قیمتهای بالا، پایین و بستهشدن دورهی قبلی (مثلاً روز یا هفتهی گذشته) محاسبه میشوند و بهعنوان نقاط مرجع حمایت و مقاومت برای دورهی جاری به کار میروند.
تفاوت اصلیشان با حمایت و مقاومت کلاسیک در نحوهی بهدستآمدن است. حمایت و مقاومت از تشخیص بصری الگوی قیمت استخراج میشوند و کمی سلیقهایاند، اما پیوتها کاملاً فرمولی و بدون قضاوت شخصی محاسبه میشوند. همین ویژگی باعث میشود همهی تحلیلگران به سطوح یکسانی برسند، که خودش بر اهمیت آن سطوح میافزاید.
پروفایل حجم
پروفایل حجم نشان میدهد در هر سطح قیمتی چه مقدار معامله انجام شده است. تفاوتش با نمودار حجم معمولی در محور آن است: نمودار حجم معمولی، حجم را در طول زمان نشان میدهد، اما پروفایل حجم آن را در طول محور قیمت توزیع میکند.
سطوحی که حجم زیادی در آنها رد و بدل شده، معمولاً حمایت و مقاومتهای قویتری میسازند، چون تعداد بیشتری از معاملهگران در آن قیمت موضع گرفتهاند. در مقابل، محدودههایی با حجم بسیار کم اغلب بهسرعت طی میشوند، چون کسی در آن قیمتها منتظر نمانده است.
ترکیب این ابزارها با هم
قویترین سطوح معمولاً جایی شکل میگیرند که چند ابزار روی هم بیفتند؛ مثلاً یک سطح فیبوناچی که دقیقاً روی ناحیهی حمایت قدیمی و یک منطقهی پرحجم قرار گرفته باشد. همپوشانی سه ابزار مستقل روی یک محدوده، اعتبار آن را بهمراتب بیشتر از هر کدام بهتنهایی میکند.
تحلیلگر هوشمند کوین پرتفوی من همین نواحی و سطوح را بهطور خودکار شناسایی میکند تا در کنار سایر اندیکاتورها بررسی شوند.
تحلیل تکنیکال، از جمله این ابزارها، بر پایهی دادههای گذشته است و نمیتواند حرکت آیندهی قیمت را تضمین کند. سرمایهگذاری در رمزارز با ریسک همراه است؛ پیش از هر تصمیم، تحقیق و مشورت مستقل انجام دهید.
درس بعدی در همین حوزه
MACD به زبان ساده
